نرخ یوسف شکند چون تو به بازارآیی
---
زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد ...
---
از برای دل ما قحط پریشانی نیست
---
آنچه بینی دلت همان خواهد
وآنچه خواهد دلت همان بینی
----
فروید اعتقاد دارد که در آغاز ,تابوها از طریق پدر و مادر و مراجع اجتماعی منتقل شدهاند ولی این امکان وجود دارد که در نسلهای بعد به عنوان یک استعداد روانی موروثی , شکلی «سازمانیافته» پیدا کنند .
ظاهراٌ کهنترین و مهمترین تابوها این دو قانون بنیادین توتم باوری است :«حیوان توتم را نباید کشت و با افرادی از جنس مخالف و از توتم مشترک نباید روابط جنسی برقرار کرد .»
در آغاز انسانها در گروهها یا گلههای کوچک میزیستهاند که هر یک از این گلهها از تعدادی ماده و یک نر قدرتمند یا رییس تشکیل مییافت که مانع آمیزش جنسی دیگر نرها با مادهها میشد و آنها را از گله میراند .
یک روز برادران راندهشده گرد هم آمدند و پدر خویش را کشتند و خوردند و با این کار گله پدری را از میان برداشتند. آنان در اتحاد با هم موفق به انجام کاری شدند که برای هر یک به تنهایی ناممکن بود. (ممکن است نوعی پیشرفت فرهنگی یا دستیابی به جنگافزاری تازه,این احساس برتری و قدرت را در آنها به وجود آورده باشد)
بیشک آن پدر اولیه خشن ،برای یکایک این جمع برادران سرمشقی بودهاست که هم از آن میترسیده و هم بر آن رشک میبردند و آنان با خوردن او توانستهاند خود را با او همسان سازند و هر یک بخشی از قدرت وی را به دست آورد.
توتمخواری که شاید نخستین ضیافت بشر باشد تکرار و بزرگداشت همین رفتار فراموشناشدنی و جنایتبار است